تبليغاتX
Lilypie Kids birthday Ticker ما و کارن (موچول سابق) -

برخی شیرین کاری های کارن در هفته ی گذشته:

 

جیش کردن روی فرش خونه مون،فرش خونه و تخت مامان پری،روی لباس من،روی دست حمید.

خندیدن وقتی توی خوابه و تازگی ها وقتی باهاش حرف میزنیم و ادا در میاریم.

حرف زدن توی خواب با صداهای عجیب و غریب مثل آقا شیره و آقا اسبه.

خوابیدن با دهن باز که خیلی معصوم و قشنگه.

به زانو در آوردن مامان و باباش نصفه شب و گاهی وقت ها مامان پری و خاله سحر و خاله قدسی.

یه شب هم قدسی برات صدای شیر در آورد.تو هم با همون صدا جوابش رو دادی.

 

کارن جونم ناخن هات رو وقتی خوابی میگیرم تقریبا هفته ای یک بار حسابی بلند میشن.

یه موقع هایی وقتی شیر خوردنت تموم میشه و سرت رو میذاری روی سینه ام تا بخوابی دهنت رو بازمیکنی و یه عالمه شیر از تو دهنت میریزه بیرون.

تازگی ها موقع حموم کردن گریه نمیکنی و شستن سرت خیلی لذت بخشه.

سعی میکنم تا جای ممکن باهات بازی کنم و حرف بزنم.البته تو هم خوب جواب میدی و نگاهت میگه که راضی هستی .

امروز برات زبون درازی کردم تو هم جوابم رو دادی .

به موسیقی خوب جواب میدی .هنوز با چشم هات خوب به چیز ها خیره نمیشی اما وقتی توی صورتت نگاه میکنیم تو هم توی چشمای ما خیره میشی.

خاله سحرت هی میگه:لیلا دستت درد نکنه که کارن رو برای ما به دنیا آوردی!

یه شب خوابت نمیبرد با چشم های کاملا باز بابا حمید رو کلافه کرده بودی .من رفته بودم دوش بگیرم اومدم و دیدم حمید کنار خودش خوابوندتت. حمید خواب بود و تو هنوز با چشم های باز این ور و اون ور رو نگاه میکردی .برت داشتم و برات این قصه رو گفتم:بچه خرسا شبا میخوابن، بچه شیرا شبا میخوابن،بچه خروسا شبا می خوابن.بچه خرگوشا شبا میخوابن.بچه کرگدنا شبا میخوابن...و کل حیوونای جنگل رو گفتماما تو هنوز با چشمای باز به من خیره شده بودی ،شروع کردم به خوندن لالایی و گفتم حالا کارن باید بخوابهو تو بعد از دو دقیقه در یک خواب عمیق فرو رفته بودی .کاش میشد این لحظات رو میتونستم ثبت کنم و همیشه داشته باشمشون!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:53  توسط حمید و لیلا  |