تبليغاتX
Lilypie Kids birthday Ticker ما و کارن (موچول سابق) -
حمید مجبورم کرده یه عکس با رزولوشن بالا رو براش میل کنم منم معطلم وگرنه بچه ام رو بغلم نمی گرفتم در حالی که شاکیه ژست بنویسم البته از انتظار برای اینکه یه عکس اتچ بشه بهتره داشتم فکر می کردم به حرفی که یکی از دوستان قبل از به دنیا اومدن کارن به ما گفت و گفت که حس پدر مادری وقتیه که یه نفر نذاره شب بخوابی و تو پا می شی تازه قربون صدقه اش هم می ری۱۱۱ و عجیبه این.............

یادم رفت چی داشتم می نوشتم این عکس کمپرس نمی شه نمی دونم پیکچر منیجر ایراد داره یا مخ من کارن بعد از حمومش شیر نخورده حالا هم نمی خوره دو روزه کم شیر می خوره ...منم که کما کان مشکلات دارم...اصلا زایمان به من نساخته ....

حمید خیلی سرزنشم می کنه که اصلا مثل قبل نیستی و خیلی مضطربی و دلشوره داری اما نمی فهمه این دست خودم نیست ...امروز بعد از ختنه اش اولین بار بود که درست و حسابی بردمش حموم ..مامان بنده خدا هم همه ی کتا بای طب سنتی رو به خاطر من زیر و رو کرده و کلی داروی گیاهی چدید پیشنهاد می ده ....کمکم کرد کارن رو بعد از حموم گرفت لباس پوشوند ...ورزش نمی کنم خیلی کرخت شدم فقط این حموم هر روزه است که نجاتم می ده کاش وقت داشتم روزی دو بار برم.. کارن بغلم خوابیده این عکس اتچ نمی شه و بی خودی وب گردی می کنم ...باید بیدارش کنم شیر بخوره ....زخمش خیلی بهتره ... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:54  توسط حمید و لیلا  |